السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
27
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِه أَوْلِياءَ فَاللَّه هُوَ الْوَلِيُّ ) * . . . * ( فَحُكْمُه إِلَى اللَّه » ) * كلمه « أم » به طورى كه زمخشرى « 1 » گفته معناى انكار را مىرساند . بعد از آنكه در آيه قبلى اين معنا را خاطرنشان كرد كه تنها خداى سبحان عهده دار امور مؤمنين است ، و ايشان را داخل در رحمت خود مىكند ، و اما ستمكاران ، يعنى كفار معاند ، سرپرستى ندارند ، اينك در اين آيه متعرض حال كفار شده كه چگونه براى خود اولياء و خدايانى گرفته ، و آنها را به جاى خدا مىپرستند ، با اينكه لازم بود خدا را ولى خود بگيرند و به دين او در آيند و او را بپرستند . لذا اين عمل ايشان را انكار نموده ، و بر لزوم پذيرفتن ولايت خدا استدلالهاى پى در پى مىآورد كه يكى از آن استدلالها جمله * ( « فَاللَّه هُوَ الْوَلِيُّ . . . » ) * است . پس جمله * ( « فَاللَّه هُوَ الْوَلِيُّ » ) * انكار سابق را كه چرا غير خدا را ولى گرفتند ، تعليل مىكند ، و اين خود استدلالى است بر اينكه بايد خدا را ولى خود بگيرند . و جمله * ( « فَاللَّه هُوَ الْوَلِيُّ » ) * ( به خاطر اينكه ضمير « هو » در آن آمده ) انحصار ولايت در خدا را مىرساند ، و مىفرمايد تنها و تنها ولى ، خداست . و اصل ولايت داشتن خدا و انحصار ولايت در او ، در آيات سابق كه مىفرمود : « الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ » به بيانى كه در تفسير همان آيات گذشت بيان شده بود . و معناى آيه اين است كه : خداى تعالى ولى است ، و ولايت منحصر در او است ، پس بر كسى كه ولى مىگيرد واجب است او را ولى خود بگيرد ، و از او به غير او تجاوز نكند ، چون جز او هيچ وليى وجود ندارد . و جمله * ( « وَهُوَ يُحْيِ الْمَوْتى » ) * حجت دوم بر وجوب ولى گرفتن خداست ، و اينكه بايد تنها او را ولى بگيرند . و حاصل اين حجت آن است كه غرض عمده در ولى گرفتن و به دين او متدين شدن و او را پرستيدن ، رهايى از عذاب دوزخ و راه يا بى به بهشت است در روز قيامت ، و چون پاداش دهنده و عقاب كننده خدايى است كه بشر را زنده مىكند و مىميراند ، و در روز قيامت همه را براى جزاى اعمالشان جمع مىكند ، پس واجب آن است كه تنها او را ولى خود بگيرند ، و اوليايى كه خود ، اموات و بى جانند دور بريزند ، چون خود اين اولياء كه يا سنگند و يا چوب ، نمىدانند چه وقت مبعوث مىشوند . و جمله * ( « وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * حجت سوم است ، و حاصلش اين است كه در
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 211 .